بومی سازی، کپی کاری یا مدیریت هوشمندانه؟! مسئله اینست…

فقدان تعاریف درست و علمی

بررسی مواضع مدیران و تصمیم سازان در سالهای اخیر درباره فناوری های ارتباطی و بطور کلی فضای مجازی نشان می دهد اکثر مدیران کمترین اشراف علمی و کاربردی را در این حوزه ندارند و حتی حاضر هم نیستند از اتاق های فکر تشکیل شده از نخبگان علمی و فعالان این حوزه برای راهبری و مدیریت هوشمندانه این فضا در موضوعات مدیریتی خود بهرمند شوند و نتیجه این می شود که در مصوبات و طرح های مهم نهادهای تصمیم گیری تفاوت بین شبکه های اجتماعی با پیام رسان های موبایلی لحاظ نمی شود!  حتی مفهوم فضای مجازی به مصداق اینترنت محدود می شود!!! و اینگونه می شود که سالها فقط جلسه برگزاری می کنیم و مصوبات غیر اجرایی تصویب می کنیم و سالها تاکیدات مقام معظم رهبری بر توجه به این فضا روی زمین می ماند…

فرصت های توسعه با تکیه بر خلاقیت بومی

صرفه جویی در منابع کشور، اشتغال زایی و کار آفرینی، سهولت در کسب و کار و سایر مصادیق رفاه کاربران از فرصت های بی بدیل فضای مجازی است که بلحاظ تئوری، فضای مجازی بزرگترین فرصت های توسعه جامعه را فراهم آورده است اما استفاده از این فرصت ها نیازمند استفاده خلاقانه از امکانات و برتری های این فناوری ها با توجه به نیازها، آداب و رسوم مناطق و بنوعی بومی سازی فناوری های ارتباطی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

بومی سازی خلاقانه فناوری عامل رفع تهدیدات بالقوه

موقعیت حساس و مهم ایران در جهان و منطقه موجب شده است فضای مجازی بلحاظ وسعت و تنوع کاربری در کنار فرصت های غیر قابل چشم پوشی، تهدیدات بالقوه ای را مترتب گردد که رفع آنها بیش از سایر عرصه ها دارای اهمیت و فوریت می باشد. در شرایطی که بزرگترین و مهمترین سرویس دهندگان فضای مجازی خارجی هستند تهدیداتی از جمله خروج اطلاعات کاربران از کشور، تحمیل هزینه های خرید ترافیک اینترنت از منابع داخلی، غیر قابل همگام سازی خدمات ارائه شده با قوانین داخلی و … نشان از اهمیت پرداختن صحیح و منطقی به ساماندهی فضای مجازی دارد.

تکیه بر خدمات خارجی، سرمایه گذاری روی هیچ

نمی توان از این قاعده چشم پوشی کرد که ارزش انتقال یافته در فضای مجازی کلیک و بصورت کلی تر میزان استفاده کاربران است. یعنی هزینه های مالی و حتی نیروی انسانی بصورت سرمایه در فضای مجازی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی متبلور می شود و در وضعیت کنونی بنوعی می توان گفت سالهاست ما روی زمین دیگران سرمایه گذاری می کنیم. این در حالی است که سرویس های ارائه شده به کاربران داخلی می تواند توسط روابط و عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تحت تاثیر قرار گرفته و همانگونه که تا کنون رخ داده یک کشور بدلیل دشمنی سیاسی تحریم کاربران ایرانی را در دستور کار قرار دهد و عملا سالها فعالیت کاربران در یک لحظه تبدیل به هیچ شود.

برند سازی برای خارجی ها با منابع داخلی

جالب اینجاست ارزش افزوده تولید شده توسط مصرف منابع داخلی نهایتا به سود برند خارجی منجر می شود. برندهای چند ده هزار دلاری با ورود به فضای ارتباطی داخل و دست بدست شدن بین کاربران ایرانی در زمانی کم به برند های چند صد میلیون دلاری تبدیل می شوند در حالیکه هیچ سهمی از ارزش افزوده تولید شده به کشور پرداخت نمی شود و این برند ها خود را ملزم به رعایت قواعد داخلی کشور و پاسخگویی به کاربران و حکومت نمی بینند.

حفظ حقوق مصرف کننده، وظیفه حاکمیت

در حالیکه مهمترین سرمایه های کاربران در این فضا مورد تهدید قرار می گیرند باید حاکمیت بعنوان متولی رفاه و آسایش و امنیت شهروندان زمینه های حفظ حقوق ایشان را فراهم نماید بطوریکه علاوه بر استفاده شهروندان از برترین و روزآمد ترین فناوری های ارتباطی به منظور افزایش سطح رفاه در زندگی کاربران ایرانی آسیب های وارده به صفر کاهش یابد و در عین حال هزینه های انجام شده توسط کاربران به توسعه صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات داخلی منجر شود.

بومی سازی خلاقانه یا کپی کاری صرف؟

در حالیکه یک سرویس خارجی با کیفیت در حال ارائه است چرا باید مشابه همین سرویس آنهم با کیفیتی بسیار نازل تر در داخلی کپی کاری شود؟ چه لزومی دارد فقط تغییر نام و نهایتا جای سرور های یک اپلیکیشن پیام رسان با عنوان دهان پر کن بومی سازی روی پلت فرم اصلی که غیر ایرانی است انجام شود؟ آیا نباید از طراحی تا اجرای هر بخش از مصادیق فناوری همچون شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها با استفاده از توانمندی های داخلی و با نگاه به ظرفیت های فنی و فرهنگی داخلی به بومی سازی فناوری منجر شود؟ مهمترین اصل در بومی سازی اشراف علمی و کاربردی در آن حوزه است در غیر اینصورت تنها منابع ارزشمند داخلی صرف کپی کاری های غیر منطقی و غیر کاربردی می شود که نتیجه ای جز شکست ندارد.

مدیریت هوشمندانه، تنها راه چاره

تعریف پروژه های تحقیقاتی دانشگاهی برای بررسی های زیر بنایی در خصوص شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها و حمایت همه جانبه از اینگونه پژوهش ها در کنار شناسایی و بکار گیری ظرفیت های زیرساختی، فنی و عملیاتی بصورت واگذاری پروژه ها به بخش خصوصی در قالب حمایت از سرمایه گذاری در این حوزه ها تنها راه چاره تبدیل تهدیدات فضای مجازی به فرصت های توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که باید بطور جدی مورد توجه قرار گیرد.

یک سامانه بومی چقدر هزینه دارد؟

چندین سال پیش به درخواست یکی از دستگاه های فرهنگی برآوردی از راه اندازی یک اپلیکیشن پیام رسان تخصصی انجام دادیم که کمتر از دو میلیارد تومان برآورد شد و این مبلغ تنها درصد کوچکی از بودجه یک دستگاه محسوب می شود. سوال اینجاست کمک گرفتن از صنعت فناوری اطلاعات و بطور مثال اپراتورهای موبایل که سود کلانی از ارتباطات کاربران می برند نمی تواند هزینه نه چندان بالای راه اندازی و راهبری این شبکه را تامین نماید؟ آیا سرمایه گذاری کم انجام شده روی محصولات داخلی در مقابل پیشگیری از آسیب های کلان ابزارهای خارجی مقرون بصرفه نخواهد بود؟ نکته مهم در برآوردهای این پروژه ارزش افزوده تولید شده برای برندینگ این سامانه است که چند ده برابر هزینه انجام شده می تواند ارزش مالی داشته باشد و در صورت رفع موانع سرمایه گذاری در این حوزه بخش خصوصی تمایل زیادی برای ورود به این عرصه خواهد داشت.

عدم وجود متولی مشخص با قابلیت های حمایتی

نکته ای که نباید مغفول بماند اینست که متاسفانه متولی مشخصی در این حوزه وجود ندارد و انواع نهادها و دستگاه های فرهنگی و غیره درست یا غلط وارد موازی کاری هایی می شوند که نهایتا منابع کشور را مصروف می دارد و عملا همه پروژه ها به شکست منجر می شود چرا که تمرکزی روی یک برند با امکان سنجی های تخصصی و طراحی کارشناسی انجام نشده و همه پروژه های کوچک در مقابل غول های جهانی شکست می خورند. بهر حال به نظر می رسد باید روی تولید محصول بومی تمرکز و تاکید داشت و یک متولی خاص وظیفه حمایتی از این پروژه را بر عهده بگیرد که البته قابلیت های قانونی این متولی در جلب حمایت تمامی نهادها و دستگاه های فرهنگی و رسانه ای کشور بسیار مهم و تعیین کننده است.

 

م ه بیات

خبرنگار و فعال فضای مجازی / مدیر مجتمع فرهنگی دیجیتال استان مرکزی